همه ایران سرای من است












چقدر ایران را می شناسیم
بیایید با دل و جان به سراغ ایرانشناسی برویم، چون این تنها مطالعهٔ تاریخ و ادبیات نیست، بلکه کشف دوبارهٔ عشق است؛ عشقی به سرزمینی که در هر ذره از خاکش، رازی از شکوه نهفته است. وقتی در دل شاهنامه یا در پیچ و تاب نقشهای کاشی کاری های اصفهان گم میشویم، در واقع داریم تکه تکه وجود خود را پیدا میکنیم، چرا که ما فرزندان این مرز و بومیم. ایرانشناسی، سفر به اعماق روح یک ملت است، ملتی که با وجود همهٔ سختیها، همچنان مانند کوه ایستاده و فرهنگ و هنرش را مانند گوهری گرانبها نگه داشته است. پس بیایید این گنجینه را بشناسیم، پاس بداریم و با غرور به جهانیان معرفی کنیم، زیرا شناخت ایران، یعنی شناخت ریشه های خودمان و عشق به میهن، زیباترین شعری است که میتوانیم زمزمه کنیم.
سفر به شهرهای ایران، تنها یک گشتوگذار تفریحی نیست، بلکه ادای دینی است به ریشههایی که در این خاک کهن داریم. از کویرهای عارفانه و داغ تا کوههای سر به فلک کشیده، از سواحل دلانگیز شمال تا خانههای تاریخی و پررمزز و راز، هر شهر روایتی زنده از تاریخ، عشق و مقاومت مردم این سرزمین است. سفر کردن به این دیار، یعنی دل دادن به آوای تمدنی چندین هزارساله، یعنی در آغوش کشیدن تنوع فرهنگی و زبانی که گنجینه حقیقی ایران است، و یعنی شناسایی هویت واقعی خودمان؛ هویتی که در میانهٔ این همه زیبایی و شکوه معنا مییابد. ما وارثان این میراث بینظیریم، و چه وظیفهای بالاتر از اینکه با چشمان خودش را ببینیم، با جان خودش را لمس کنیم و عشق به ایران را نه تنها در قلب که در گامهایمان جاری سازیم.



